شاید آخرین پست ....(پست ثابت)
بعد از مدت ها بهم ثابت شد :
عشق یعنی نرسیدن ...
به نام آنکه عاشقش شدم و شد همه ی وجودم ....
بعد از مدت ها بهم ثابت شد :
عشق یعنی نرسیدن ...
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
تو آنقدر ساده و راحت آمدی که من شیفته صداقت و سادگیات شدم،
نمیخواهم به این زودی ها از دستت بدهم،
و من می توانستم کوله بار سنگین دردهایم را در بیراهههای بیقراری،
آنجا که دست هیچ آدمی زادی به آن نرسدرها کنم..
و مجبور نبودیم در میانه راه، دیوار سرد جدایی را پیش رو ببینیم.
کاش تا آخر راه دل به جاده می سپردیم
مثل سایه، مثل رویا...
آیا طاقت میآورم این همه خاطره را رها کنم
و آیا تو می توانی با بیاحساس ترین احساسها رها شوی!؟
و آیا از این مرداب و پهن دشت وسیع به سلامت خواهیم گذشت؟؟؟
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
هوا سرد است...
تو مرا تنگ در آغوش می گیری.
تنت را بو میکشم
دستانت را می فشارم
هوا سرد است ... دلم می لرزد
اما
گرمای قلبت را حس میکنم
مست می شوم در ثانیه هایی که با عطر تنت نفس میکشم.
همه عمر شراب شیراز خواهی ماند
آنجا در آن دور دست ها
خواهم نشست و بالاپوش بنفش را بخود می پیچم.
همراه لای لای صندلی، زمان را ورق خواهم زد
لبخند میزنم... لبخند می زنی برای همهی گذشته ها
سهم من... همهی خاطرات تو شد برای همه عمر
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
اي دل بازهم براي تومي نويسم
براي توكه با تو بودنم تنها دليل بودن است
براي تو كه بي توام در زندگي قراري نيست
براي تو كه با تپشت مي تپم وبا نفست نفس مي كشم
براي تو كه درقصر دلم برتخت نشسته اي
آري براي تو
بنشين وحكومت كن كه محكم جايي داري
وهر روز هنگام شفق برلب ايوان بيا
و رقص دخترك خيال رادرباغ گل قصرت نظاره گر باش وببين كه اين دخترك باگيسوان بلند
و چشمان دلفريب چگونه تو را مي لرزاند
ببين با آن ترانه مست كننده اش چگونه تو را مست مي كند
و آنگاه كه تو دوان دوان به سويش مي شتابي تااو را درآغوش كشي
ولبانش را چون غنچه اي برچيني اوسيمرغ افسانه هامي گردد
وآرام وسبك پرميزند وازدستت مي گريزد
مي رود تا باغي ديگربيايد
ودرآن نغمه سرايي كند
وآنگاه تو بي جان برروي گلهاي سپيد وقرمزمي افتي
خسته ترازخسته ترينها
به هرسومي نگري چشمان اورامي بيني
به هرآوايي گوش مي دهي صداي اورامي شنوي
خدايـا مراچه شده؟؟!!
هرروز در شفق به آن اميد كه اوراببيني
برلب ايوان مي آيي و دوباره نيمه شب به سراي تنهايي خود بازمي گردي
ديگر رقص گلها هم تورانمي خنداند
ديگر نگاه عاشق شاپركان هم درتولرزش ايجادنمي كند
تنهايك نگاه!
يك صدا!
وآنگاه كه غمگين و افسرده دربسترآرميده اي
ونمي خواهي چشم به دنياي اطراف بگشايي نغمه اي آشكارتورابيدارمي كند
ديگروقت نشستن نيست
برخيزو برو
آري اوآمده اودوباره بازگشته
برمي خيزي ودوان به سوي ايـوان مي روي اورا مي بيني
چون روز اول زيباودلفريب ونغمه خوان
اين باراوست كه به نظاره جسم بي جان توايستاده
اوست كه برق مرواريدچشمانت رامي بيند و مي لرزد و توان پريدن ندارد
آنقدرنگاهش كن تا جذبت شود وبه سويت بيايد
وبعد....دخترك زيبا
دوان دوان ازپله هاي قصربالامي آمد
در حاليكه خرمن گيسوانش با آهنگ تپش قلبش برروي شانه هايش به رقص آمده بودند
چشمان دلفـريبش بـامـرواريــد اشكش همچون گوهري مـي درخشــيـد
و من آرام به كـناري ايستاده و او رانظاره مي كردم
ديگرتاب نياوردم
دويدم واورا درآغـوش كـشـيـدم
وفرودآمدنش رادرفـرودگاه دلـم تبريك گفتم.
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

خیلی وقتها در تنهایی
یا در لحظه با تو بودن 
از خود می پرسم
که چقدر من را دوست داری
که چقدر من را دوست میداری 
که در آن هنگام
به یاد لحظه ای می افتم 
که در یک شب زیبای زمستانی سرد
در آغوش گرمای وصال
که به پهنای یک دشت وسیع یاسهای وحشی
گسترانیده شده بود
فالی افتاد بین من و تو
که درآن فال به من ثابت شد
که تو تنها مرا 
پانزده تا دوست میداری
پانزده ؟
پانزده از صد
شاید تو فکر کنی که خیلی کم است
ولی من با تمام وجودم اعتراف خواهم کرد
که این پانزده از بیستی که به هنگام
سوال از دخترک کوچکی که از او می پرسند 
که چقدر مادرت را دوست میداری ؟
و آن دخترک با تمام وجود 
به بیشترین حد امکانی که فکر میکند
و با عشقی زیادی که به مادر دارد عدد بیست را به زبان می آورد
بیشتر است
آری من مطمئن هستم که آن پانزده من از آن بیست دخترک بیشتر است .
حال دوست داری که بدانی چقدر بیشتراست؟
پس گوش کن تا بگویم
تا حال فکر کرده ای که از زمان خلقت زمین و انسان
چند قطره باران باریده است؟
دوست داری که لحظه ای به تک تک قطراتی که از آن زمان تا بحال باریده اند فکر کنی
آیا می توانی بگویی که چند قطره تا بحال از ابرهای زیبا شروع به باریدن کرده اند؟
خوب نمی خواهد بیش از این فکر کنی
من این کار را قبلا انجام داده ام
می توانی بگویی پانزده تا
آری اگر می خوای تعداد قطراتی که ازاول خلقت انسان تا بحال شروع به باریدن کرده اند را بگویی 
می توانی بگویی پانزده
چون که من می توانم با اطمینان خیال
بگویم که آن پانزده فال قشنگ به معنای تمام قطرات باران باریده شده می باشد
پس با تمام وجود من هم به تعداد پانزده تا دوستت دارم
و همیشه و همه جا بیادت هستم


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
تا حالا بهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم بی تو میمیرم ..
می خوام بگم تو دنیای منی ..
می خوام بگم با تو بودن چه لذتی داره ..
می خوام بگم دوست دارم فقط به خاطر خودت !!
می خوام بگم شدی مجنون عشقم ...
می خوام بگم هر وقت اراده کنی برات میمیرم !
می خوام بگم که می خوام دلمو فرش زیر پات کنم ..
می خوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه !!
می خوام بگم نبودنت برام پایان زندگیه !!
می خوام بگم به بلندی قله اورست و پهناوری اقیانوس اطلس دوست دارم ...
می خوام بگم یه گوشه چشاتو به همه دنیا نمیدم ...
می خوام بگم هیچ وقت طاقت هجرتو ندارم ...
می خوام بگم مثل خرابه های بم خرابتم ...
می خوام بگم بیشتر از عشق لیلی به مجنون عاشقتم ..
می خوام بگم هر جور که باشی دوست دارم !!
می خوام بگم غم تو رو به شادی دیگران نمیدم !!
می خوام بگم اگه حتی من رو هم دوست نداشته باشی من دوست دارم ..
می خوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی منم نیستم ...
می خوام بگم هر شب با خیالت می خوابم !!
می خوام بگم جایگاه همیشگی تو قلب منه !!
می خوام بگم حاضرم قشنگترین لحظه هام رو با سخت ترین دقایقت عوض کنم ..
می خوام بگم لحظه ای که تو رو میبینم بهترین لحظه زندگیمه !!
می خوام بگم در حد پرستش دوست دارم ....!
حرف آخرم عشقم:"دوست دارم ""عاشقتم""میپرستمت"

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام سلام
خوبید دوستای خوفم ؟
اگه خوب نباشید من شاد و خوبتون می کنم 
چرا ؟ ![]()
خب چون امروز
تولد دوست خوبم هدیه جونه ... ![]()
من از صمیم قلب تولدش رو بهش تبریک میگم ....![]()
یه کادو ام برات دارم :
حالا چون خودت هدیه بودی زیاد برات چیز میز نیاوردم ....
اینو دادم چون گل بهترین چیزیه که به نظرم فشنگه ...
حلا همه با هم بخونیم :
تولد ... تولد ... تولدت مبارک ... 
![]()
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
